تبليغاتX
سپید مشق

سپید مشق

همین جوری

پرچم

 

کشور من تنها کشوری است که روی پرچم آن به زبان کشوری دیگر چیزی نوشته اند!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 2:54  توسط سپید مشق  | 

پناه جویی که به آتش پناه برد...

باید نوشت!

این درد را کجا باید فریاد زد!

فیلم کوتاه خودسوزی پناه جوی ایرانی در آمستردام را دیده اید؟!!!!........... مرد ایرانی... مرد خسته سرزمین پارس... دست امید شسته از همه جا، خود را به دست شعله های آتش سپرد. و من... با نگاه خیس آخرین لحظاتش را بدرقه کردم و مشت درد و خشم به سینه کوبیدم!

این روزها دیگر کاری نمی توان کرد جز به سینه کوبیدن...

از کودکی بسیار شنیده بودم آنهنگام که حسین پسر علی را در کربلا سر می بریدند، ملائک به سر و صورت خود می کوبیدند. گوش کنید!... می شنوید زنجموره ملائک عرش خدا را برای مرد پارسی شعله ور من؟!!!!

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 19:1  توسط سپید مشق  | 

به من گفتند...

به من گفتند : " تو حرفهای بد زدی توی وبلاگ قبلی ات، ما هم مسدودت کردیم!"

من هم گفتم : "دستتون هم درد نکنه "

حالا اینو پیش درآمد داشته باشن دوستان تا دوباره شروع کنم به نوشتن

راستی سیزده تون هم مبارک.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 16:57  توسط سپید مشق  |